از جنگ از جنگ به یاد دارم آژیرش را از مادر خود اشک سرازیرش را اما عجبا ، شهید در ذهنم نیست ! این حافظه با این همه تغییرش را از قافله های شهدا جاماندیم رفتند رفیقان و چه تنها ماندیم افسوس که در زمانه دلتنگی مجروح شدیم اسیر دنیا ماندیم چه زيبا ملائك شدند زيستند همان ها كه هستند ولي نيستند ! کسانی كه در جمع ما بوده اند ولي حيف نفهميده ايم كيستند
برچسب:
نویسنده: شیدا رضایی